قهرمان ميرزا عين السلطنه
1673
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خواند . قدمگاه عبارت از يك تختهسنگ سياه است نيم ذرع در نيم ذرع كه بر روى آن اثر دو قدم بزرگ است كه در سمت قبلى بقعه به ارتفاع يك ذرع به ديوار نصب كردهاند و اين بقعه وسط باغى است بسيار عالى با كاشيهاى ممتاز كه اصل بنا از شاه سليمان صفوى در سنهء 1091 ساخته شده . اشجار كهن باغ چنار و كاج با « داقدقان » است . سى و چهار اصلهكاج بسيار قوى دارد كه هريك سى و دو سه ذرع بايد ارتفاع داشته باشند . از هيكل آنها ديشب در تاريكى واهمه مىكرديم . چشمهاى در شرقى اين بقعه واقع است كه روى آن چهارديوارى مسقف ساختهاند كه دو سه پله بايد پائين رفت . آنجا حوض كوچكى است . آبى در نهايت پاكى و صافى دارد كه از آنجا به باغ و صحرا مىرود . شصت تومان اجارهء آن است . اين همان آبى است كه براى وضوى حضرت بيرون آمده . آشاميده قدرى هم برداشتيم و مرخص شديم . ديزآباد يك ساعت و نيم به دسته داشتيم . راه سربالا بود باد مىآمد ، سرد بود . در دو سه محل پياده شده دليجان بهزحمت گردنه را بالا مىرفت و پائين مىآمد . زنجيرى برداشته بودند و در سرازيرى چرخ را مىبستند . در قهوهخانهء ديزآباد توقف شد . همهروزه از گرمى هوا آب زياد مىخورديم . امروز كه آبهاى خوب داريم ابدا تشنه نشديم . باوجود آن به ياد حضرت و الا رفعت الدوله از آب ديزآباد خورديم كه ايشان شرب آن را وصيت فرموده بودند . بسيار خنك و گوارا بود . فخر داود - شريفآباد پنج ساعت و ربع با معطليها طى مسافت تا فخر داود شد . ناهار را در بالاخانهء قزاقى خورديم كه خودش گفتند ديوانه شده . لباس قزاقى زمستانى پوشيده ، « باشلقى » بسيار ضخيم به سر پيچيده بود . اگر هم نباشد اين لباس و اين باشلق در اين هواى گرم حكما ديوانه مىكند . تا اينجا گفتند شش فرسنگ است . شش و بيست دقيقه كم از فخر داود سوار شديم . راه باز ماهور بود . دوجا پياده شديم . تند مىرفتيم . پيش خود حتم كرده بودم هر قسم هست امروز به مقصد برسيم . تا شريفآباد چهار فرسنگ بود . دو ساعت و نيم طى كرديم . يقين دارم كمتر از چهار فرسنگ بود . دو فنجان چايى در شريفآباد خورده هيچ از دليجان پياده نشدم . اسب حاضر [ بود ] فورى بستند . شريفآباد خيلى ييلاق [ است ] و هواى سردى دارد . چهار ساعت كمتر به غروب مانده بود راه افتاديم . از دو سه گردنه گذشتيم كه بسيار سخت